به آدمی که روز و شب آرزوی رسیدن به کسی را دارد که روز و شب جلوی چشمش است چه احساسی دست میدهد؟نمیدانم
آدمکش کور مارگارت اتوود
آخرین مقالات
فكر می كردم آدم ها همان طور كه
فكر می كردم آدم ها همان طور كه آمده اند ، می روندنمی دانستم كه نمی روند ، می مانند ، ردشان می ماندحتی اگر همه چيزشان را هم با خودشان بردارند و بروند
رویای تبت فریبا وفی
سراسر زندگی یک آدم بیشعور، ع
سراسر زندگی یک آدم بیشعور، عشق ورزیدن است منتها به خودش…
بیشعوری خاویر کرمنت
ما بیش از آنکه مسئول جهالت خود
ما بیش از آنکه مسئول جهالت خود باشیم مسئول داناییهای خودیم
روشنفکری و عرصه عمومی علی فردوسی
فرض کنید که آدم بمیرد و بعد تا
فرض کنید که آدم بمیرد و بعد تازه کشف کند که مردهها زندهاند و بازیِ مردن را در آوردهاند
دستهای آلوده ژان پل سارتر
عشق عین الکل است ، هر قدر ناتو
عشق عین الکل است ، هر قدر ناتوان تر و مست تر بشوی، گمان می کنی قوی تر و تواناتری و از حقوق خودت مطمئن تر می شوی
سفر به انتهای شب فردینان سلین






